تبليغاتX
قرآن و عترت
یا رب مباد آنکه گدا معتبر شود            گر معتبر شود زخدا بی خبر شود

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی      مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

                                                                                      حضرت حافظ

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 0:11  توسط حسن پناهی نژاد  | 

عيد نوروز و سنت ها

 



ارزشها و ضد ارزشهاى

 

نوروز روز نو، روز تازه و روز جديدى است اول فروردين، روز نو سال جديد آغاز مى گردد و كهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جديد كه طراوت طبيعت آن را ترو تازه ساخته تبديل مى گردد. اين روز براى بسيارى از ملتها روز عيد محسوب مى شود. عيد به معنى بازگشت است كه از ريشه «عود» گرفته شده است.

به گفته راغب اصفهانى [1] عيد به معناى بازگشت به وضعيت مطلوب گذشته است و به روزهاى سرور و شادى نيز گفته مى شود.

عيد يكى از بزرگترين و مهيج ترين مظاهر حيات اجتماعى يك ملت است.

با ما باشيد تا پيرامون عيد بيشتر بدانيد.



اعياد چهار نوع است

 

اول، اعياد دينى مانند عيد فطر و عيد قربان كه مسلمانان جهان اين روزها را عيد مى گيرند.

دوم، اعياد مذهبى مانند عيد غدير و عيد نيمه شعبان كه شيعيان جشن مى گيرند.

سوم، اعياد ملى مانند روز آزادى و استقلال برخى از ملتها از چنگ استعمار.

چهارم، عيد طبيعى و تكوينى مانند عيد نوروز كه در آغاز بهار و سال نو مطرح مى شود.

در اسلام روزهايى به عنوان عيد اعلام گرديده است كه مهمترين آنها عبارتند از: اول شوال (عيد فطر)، دهم ذيالحجه (عيد قربان)، هيجدهم ذى الحجه (عيد غدير)، بيست و هفت رجب (روز مبعث) و جمعه و تمام اين روزها به نوعى بازگشت به خويشتن و احساس مسووليت و به انگيزه تحول و انقلاب درونى است نه صرف شادى و شادمانى.

بنابراين عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن است كه اين عيد كودكان است. نه شربت و شيرينى و غذاهاى متنوع خوردن است كه اين عيد شكمبارگان است. نه به سياحت و تفرج بى محتوى پرداختن است كه اين عيد ولگردان است. نه بى بندوبارى و هرزگى و عياشى كردن است كه اين عيد بوالهوسان است. نه قاه قاه خنديدن و همديگر را به مسخره گرفتن است كه اين عيد غافلان است و نه سبزه روياندن و سفره هفت سين چيدن و آتش بازى كردن است كه اين عيد خرافه پرستان است.

هيچ كدام از اينها مفهوم عيد از ديدگاه اسلام نيست كه عيد اسلامى براى موفقيت در راه انجام وظيفه و تطهير نفس و تصفيه جان از ناپاكيها و تمرين صبر و استقامت و شكستن غرور و خودخواهى است.

و اگر بخواهيم عيد نوروز براى ما يك عيد واقعى باشد بايد به ارزشهاى اسلامى اين عيد كه در سايه تعاليم اسلامى رنگ دينى پيدا كرده توجه نموده و از ضد ارزشهاى عيد كه احياى ارزشهاى جاهلى و از سنتهاى دوران آتش پرستى است دورى نماييم در اين جا مرورى داريم به ارزشها و ضد ارزشهاى عيد نوروز.



نظافت و خانه تكانى

 

از ارزشهاى عيد نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسيدن سال نو تحولى در زندگى خود ايجاد مى كنند و با خريد لباس نو تغيير ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند.



غسل عيد

 

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: در نوروز غسل كن و تميزترين لباسهاى خود را بپوش و به بهترين عطر خود را خوشبو كن و اين روز را روزه بگير. [2]

و به استناد اين دستور بسيارى از فقها همچون: مرحوم نائينى، صاحب جواهر، آيت الله حكيم و امام خمينى(ره) غسل روز عيد نوروز را به عنوان يك تكليف مستحبى و يك دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصيه قرار داده‏اند. [3]



نماز عيد

 

شيخ طوسى(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را كه خواندى چهار ركعت نماز با دو سلام (دو ركعت دو ركعت) مى خوانى ركعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره «كافرون» ركعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحيد» ركعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتين). و در پايان نماز سجده شكر بجاآور و در آن دعاكن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد. [4]



نظافت و لباس تميز

 

نظافت و رعايت بهداشت و نيز پوشيدن لباس تميز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امكان از وظايف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: «و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك». [5]

تميزترين لباست را بپوش و با بهترين عطرت خود را خوشبوى ساز.



ديد و باز ديد

 

يكى از ارزشهاى عيد نوروز ديدوبازديد از بستگان، دوستان، همسايگان و بزرگان شهر و روستااست و ديدار جمعى از مصيبت ديدگان در سال گذشته.

در اين ديدوبازديدها از غمها و مشكلات يكديگر آشنا مى شوند. چه بسيار كدورتهايى كه در اين ايام با نگاهى دوباره فرو مى ريزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ:

درخت دوستى بنشان كه كام دل به بارآرد نهال دشمنى بركن كه رنج بى شمارآرد

در اين رابطه امام خمينى(ره) در يك سفارشى مى فرمودند: در ايام نوروز به مريضخانه ها برويد و احوال اينها را بپرسيد. [6]



هديه و عيدى

 

هديه و عيدى دادن از رسوم معمول عيدهاست و در ميان مردم معمول بوده است. در روايتى آمده است كه شخصى هديه اى براى امام على(ع) آورد و عرض كرد: اين هديه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نيروزناكل يوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است.

اى خواجه چه جويى زشب قدر نشانى هرشب شب قدر است اگر قدر بدانى

آقاى رحيميان در كتاب سايه آفتاب مى نويسد: در روز عيد نوروز به خدمت امام خمينى(ره) رسيديم. حضرت امام با نشاطتر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر چندبار «مبارك باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سكه هاى يك ريالى را گرفتند و در كف دست قرار دادند. افراد حاضر نيز بعد از دست بوسى هر كدام چند عدد برداشتند. مشابه اين برنامه در نوروز سالهاى ديگر نيز تكرار مى شد. [7]

منتهى در اين باب مى بايست از افراط و تفريط و اجحاف و تكلف خوددارى شود و شرايط اقتصادى افراد و جامعه اسلامى بايد مورد توجه قرار گيرد. [8]



توجه به قرآن

 

حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى كه قرآن اين كتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو يكى از اركان سفره عيد است و نيز قرائت قرآن و بوسيدن آن در ساعات تحويل سال از جمله آداب سال تحويل است.



دعا

 

براى روز اول سال، دعا و درخواست خير وبركت، موفقيت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضايل انسانى از جمله آداب اين روز مقرر گرديده است.

علامه مجلسى(ره) خواندن اين دعا را در نوروز مناسب دانسته است:

«اللهم هذه سنه جديده و انت ملك قديم اسإلك خيرها و خيرمافيها و اعوذبك من شرها و شرمافيها و استلفيك موونتها و شغلها يا ذالجلال و الاكرام.»

بارالها! اين سال جديد است و تو خدايى ازلى و قديم هستى. خير اين سال و خير آنچه را در اين سال پيش مى‏آيد، از تو خواستارم و از شر اين سال و شرآنچه در اين سال پيش خواهد آمد، به تو پناه مى برم...

محدث قمى رضوان الله عليه براى هنگام تحويل و لحظه حلول سال جديد اين دعا را از برخى بزرگان نقل كرده است:

«يا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال». [9]



روزه گرفتن

 

روزه گرفتن در عيد نوروز يكى ديگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در اين روز است. امام صادق(ع) با عبارت «تكون ذلك اليوم صائما» آن را [10] بيان داشته است. امام خمينى(ره) و سيد محمد كاظم يزدى و بسيارى از فقهايى كه بركتابهاى آنان حاشيه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبى نوروز را مورد سفارش و تإييد قرار داده‏اند. [11]



زيارت اهل قبور

 

رفتن به زيارت اهل قبور در آغازين روزهاى سال نو و نيز برگزارى مراسم تحويل سال در كنار قبور شهدإ از ديگر آداب دينى نوروز است.

تشرف و حضور در اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحويل سال نو در آن مكانها نيز از جمله آداب نوروز مى باشد.

و بسيارى از ارزشهاى مثبت ديگر.

البته در حواشى اين عيد باستانى خرافاتى وجود دارد كه بايد زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سورى و آتش افروزى، ترقه بازى، هفت سين، شب نشينى ها و تشكيل جلسات آلوده اى كه بسيارى از مردم به بهانه شبهاى عيد در عيش و نوش و بى خبرى به سر مى برند. جلساتى كه در آن پر است از زمينه هاى گناه: اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرايط مبتذل، پخش موسيقى هاى مبتذل، مسابقه خودنمايى و تفاخر در لباس و زينت، ريخت و پاش و اسرافكارى و بسيارى از ضد ارزشهايى كه در اين ايام مطرح مى شود.

در خاتمه لازم است به نكاتى چند توجه شود:

1. هر تشكيلاتى در پايان سال حساب كار خود را مى كند و به بررسى كم وكاستيها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسيم و يك بازنگرى همه جانبه به گذشته خويش داشته باشيم. شخصى در روز عيد نوروز مى گفت: اين روز را به شما تبريك و تسليت مى گويم. تبريك به جهت فرصتى جديد كه خدا به شما داده و تسليت براى از دست دادن فرصتهايى كه داشته‏اى.

2. بايد از گذران عمر و زمان و طبيعت درس گرفت. طبيعت بيدار شد و فعاليتش را دوباره آغاز كرد آيا ماهم بيدارشديم، آيا درماهم تحول ايجاد شد؟ خانه ها از گردوغبار و آلودگيها پاكسازى شد، آيا قلبهاى ما نيز از زنگارهاى گناه و رذايل اخلاقى پاكسازى شد...؟

3. بايد توجه نمود كه در سال جديد چه طرحى براى خودسازى خويش داريم؟

پى نوشتها:


[*]. ماهنامه فرهنگ كوثر.

[1]. مفردات راغب.

[2]. «روى المعلى بن خنيس عن الصادق(ع) فى يوم النيروز، قال: اذاكان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب بإطيب طيبك و تكون ذلك اليوم صائما... » (وسايل الشيعه، ج 8، ص 172 و ؛173 ميزان الحكمه، ج 7، ص 133.)

[3]. تحريرالوسيله، ج 1، ص؛95 جواهر، ج‏5، ص‏41.

[4]. سى مقاله،رضااستادى،انتشارات اسلامى،ص‏376.

[5]. بحارالانوار، ج 56، ص 101.

[6]. صحيفه نور، ج 16، ص 80.

[7]. درسايه آفتاب، حسن رحيميان، ص 228.

[8]. سى مقاله، ص 377.

[9]. همان؛ مفاتيح الجنان.

[10]. بحار، ج 56، ص 101.

[11]. تحريرالوسيله، ج 1، ص ؛288 العروه الوثقى، ص 277.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 7:53  توسط حسن پناهی نژاد  | 
به اطلاع همه دوستان عزیزم می رساند:

انتشارات مهدیار آماده چاپ آثار و اشعار همه شما دوستان عزیز با نازلترین قیمت وبا مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد.

تلفن تماس:۰۹۳۵۸۴۵۴۳۶۰ -۰۹۳۵۵۹۰۴۲۷۳

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 16:12  توسط حسن پناهی نژاد  | 

به یاد بزرگوارترین شهید تاریخ بشریت....

 

امام صادق (علیه السلام) در قسمتی از زیارت اربعین می‌فرمایند:

"... و (او) در راه تو جان خویش را بذل نمود تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی گمراهی نجات بخشد ..."(1)

 جابر بن عبدالله انصاری، صحابه‌ای والا مقام است در میان اصحاب رسول خدا و عاشقی دلداده است، در میان خیل عشاق امام سید الشهدا، و برای فخر و مباهات او همین مدال افتخار کافیست که نخستین زائر قبر امام حسین (علیه السلام)، اوست و هنگامه این وصال نیز چهلمین روز شهادت شهدای کربلاست.

چه زیباست حکایت دلداده‌ای که یار خویش را باز یابد و چه خوش است نوای بلبلی که کنار گل سرخ خویش نغمه‌سرایی آغاز کند و چه نیکو منظره‌ایست، وصال در پس هجران ...

عطیه عوفی می‌گوید: به همراه جابر بن عبدالله انصاری برای زیارت امام حسین بن علی (علیه السلام) از مدینه خارج شدیم. هنگامی که به کربلا رسیدیم، جابر کنار فرات رفت و غسل نمود و جامه‌ای به تن کرد و بدن خود را معطر نمود. قدم از قدم بر نمی‌داشت مگر آنکه ذکر خدا می‌گفت. هنگامی که به کنار قبر مطهر رسیدیم خطاب به من گفت که دست مرا بر روی قبر مطهر بگذار. من نیز این کار را نمودم. در این هنگام غش کرد و به روی قبر افتاد. مقداری آب بر رویش زدم، هنگامی که به هوش آمد، سه بار ترنم نمود:

یا حسین، یا حسین،  یا حسین

سپس خطاب به مرقد مطهر سید الشهدا (علیه السلام) گفت: دوستی که دوست خویش را اجابت نمی‌کند . . .

 هنگامی که کلام بدین جا منتهی شد، جابر خود پاسخ خود را این گونه داد: چگونه مرا پاسخ دهی در حالی که سر از بدن مطهرت جدا گشته است و در این هنگام بود که جابر شروع به زیارت سید الشهدا و زمزمه با مولای خویش نمود ...

اربعین، یادآور چهلمین روز شهادت امام حسین (علیه السلام) و اصحاب گرانقدر اوست، و قلوب  مؤمنین در این روز، به یاد هوای کوی دوست و زیارت قبر شش گوشه او پر می‌کشد، زیارتی که علو مرتبه‌اش تا بدان جا اوج گرفته است که به عنوان یکی از صفات و ویژگیهای مؤمنین، شناخته شده است .

بجاست که در این مجال و در آستانه اربعین حسینی، هم آوا با امام ششم و به یاد تربت مطهر امام حسین بن علی (علیه السلام) و مضجع شریفش، فرازهایی از زیارت اربعین را زمزمه کنیم:

حقا که چه زیبا امام صادق (علیه السلام) فضائل سید الشهدا (علیه السلام) را تبیین می‌نماید و با چه ظرافت و لطافتی انگیزه و ثمره  شهادت امام حسین (علیه السلام) را بر می‌شمرد و دشمنان آن حضرت را توصیف می‌نماید:

"...  خدایا من گواهی می‌دهم که او ولی و ولی‌زاده توست و برگزیده و زاده صفی و برگزیده  توست، که به کرامت تو رستگار است، او را به شهادت گرامی داشتی و سعادتش ارزانی داشتی، و به پاکی نژاد برگزیدی و یکی از آقایان و بزرگانش گرداندی، و رهبری از رهبران و مدافعی از مدافعانش نمودی به او مواریث انبیا را بخشیدی و او را از میان اوصیا، حجت بر خلق خود قرار دادی، او در دعوت خویش عذر را پایان داد (راه هر گونه عذر تراشی را مسدود نمود) و خیر خواهی کرد و در راه تو، جان خویش را بذل نمود تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی گمراهی نجات دهد و همانا بر علیه او همدست شدند، کسانی که دنیا آنان را فریفت و بهره هستی خویش را به بهای ناچیز و پستی فروختند و آخرت خویش را به بهای اندکی دادند، و گردن فرازی کردند و خود را در پرتگاه هوس انداختند و تو و پیامبرت را به خشم آوردند و از آن دسته از بندگانت که خلاف انگیز و نفاق آمیز بودند، پیروی نمودند ..."

 « برگرفته از كتاب بحار الانوار، جلد 65، صفحه 130 و فرازی از زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام) »

 

گرامی باد اربعین شهادت امام سید الشهدا،

حسین بن علی (علیه السلام)

و هزاران درود و تحیت الهی نثار ارواح طیبه او و اصحاب گرانقدرش.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 16:6  توسط حسن پناهی نژاد  | 

    وظایف منتظران در عصر غیبت آقا امام زمان عج

 

در روايات، براى انتظار فرج، ثوابهاى زيادى، بيان شده است.

 

    «المنتظر لامرنا كالمتشحّط بدمه فى سبيل اللّه»(1) و «افضل اعمال شيعتنا انتظار الفرج»(2) به گونه‏اى از اين فضيلت‏ها اشاره دارد.  با دقت در اين روايت و روايات مشابه روشن مى‏شود كه در فرهنگ اهل بيت‏عليه السلام، انتظار نه صرفاً يك حالت روانى، بلكه از مقوله عمل شمرده شده است، پس اگر انتظار، يك عمل است، منتظر هم بايد عامل باشد.  اگر منتظران، با وظايف خود آشنا نباشند و به آن عمل نكنند، تاريخ تكرار خواهد شد و همان گونه كه در زمان امام حسين‏عليه السلام، شيعيان فراوانى وجود داشتند، ليكن از ميان آنها، تنها 72 نفر به وظيفه خود عمل كردند و لذا امام حسين‏عليه السلام تنها ماند و آن چه نمى‏بايست اتفاق بيفتد، اتفاق افتاد، در زمان غيبت هم، چنانچه شيعيان به وظايف خود عمل نكنند، امام زمانشان تنها خواهد ماند و ظهورش به تأخير خواهد افتاد.

  در اينجا پاره‏اى از وظايف شيعه در دوران غيبت را بر شمرده و به توضيح برخى از آنها مى‏پردازيم:

 وظايف منتظران در دو مقوله فردى و اجتماعى قابل بررسى است:

 وظايف فردى:

1- معرفتِ امام:

 امام كاظم‏عليه السلام: افضل العبادة بعد المعرفة انتظارالفرج.

  امام هشتم در معرفى حضرت مهدىعج مى‏فرمايد: يكون اولى الناس بالناس من أنفسهم و أشفق عليهم من آبائهم و امّهاتهم.

 تذكر:

  مشكل عمده جامعه ما، بسط سطحى مهدويت گرايى است.

  بايد اذعان داشت كه مهدويت و انتظار، نه از حيث عقيدتى، نه از حيث انديشه و تفكّر، و نه از حيث سلوك و رفتار، عمق چندانى در بين مردم و خصوصاً جوانان ما ندارد و در همين راستا، ضررهاى فراوانى متوجه نظام ما شده است.

  مهم‏ترين ريشه اين مشكل، برخورد سنتى مردم با مهدويت و انتظار است، متأسفانه مردم ما عادت كرده‏اند، آنچه را كه آسان‏تر است و براى تأمين زندگى مادى و عادى آنان، سودمندتر به نظر مى‏رسد، برگزينند و گرايش كمترى به مقوله‏هاى معرفتى و تعهد آور داشته باشند. مثلاً نيمه شعبان را بهانه‏اى براى طاق نصرت بستن و تزيين معابر و برگزارى جشن‏ها قرار مى‏دهند و مداحى‏ها را بر سخنرانى‏ها و دريافت پيام‏هاى مهدويت و انتظار ترجيح مى‏دهند.

البته بايد توجه داشت كه بستن طاق نصرت و چراغانى‏ها هر چه بيشتر و بهتر بايد انجام شود، اما بايد رفتار ما به گونه‏اى باشد كه علاوه بر استفاده از نور ظاهرى آنها، از نور معرفت صاحب آنها بهره‏مند گرديم.

 اكثر مردم، زيارت جمكران و نماز صاحب الزمان(عج) را تنها ابزارى براى درخواست حوائج از آن بزرگوار مى‏شمارند.  و به جاى آنكه امام را براى امام بخواهند، امام را براى خود مى‏خواهند، و از اين كه شناختى نسبت به مقام و مرام آن عزيز سفر كرده ندارند، كمبودى حس نمى‏كنند، گويا هيچ وظيفه‏اى در ايام غيبت امام زمان‏عليه السلام بر عهده افراد گذاشته نشده است.

 

 2- محبّت به امام:

 قل لا أسألكم عليه أجراً الاّ المودّة فى القربى‏.(3)

 امام زمان‏عليه السلام: فليعمل كلّ امرء منكم بما يقرب به من محبّتنا.(4)

  برخى از جلوه‏هاى محبت از اين قرارند:

- ياد حضرت‏

- دعا براى سلامتى و ظهور حضرت‏

 اكثروا الدّعاء بتعجيل الفرج(5) / إنّ الرّضاعليه السلام كان يأمر بالدعاء لصاحب  الامر(6)

- صدقه دادن براى سلامتى حضرت‏

 - تقديم خواست او بر خواست خود

 منصور بزرج مى‏گويد: به امام صادق‏عليه السلام عرض كردم: اى آقاى من، چه بسيار از شما ياد سلمان فارسى را مى‏شنوم؟ فرمود: نگو سلمان فارسى، بگو سلمان محمدى‏صلى الله عليه وآله آيا مى‏دانى چرا بسيار از او ياد مى‏كنم؟ عرض كردم نه. فرمود: براى سه صفت: 1- مقدم داشتن خواسته اميرمؤمنان‏عليه السلام بر خواسته خودش 2- دوست داشتن فقرا 3- دوست داشتن علم و علماء.(7)

- تلاش در كسب رضايت او:

 اعمال و رفتار و گفتار منتظر بايستى بر وفق رضاى محبوب باشد. منتظر بايد ببيند، امام چه مى‏پسندد. آيا از كار او راضى است يا نه؟

  به قول امام راحل(ره): توجه داشته باشيد كه در كارهايتان جورى نباشد كه وقتى بر امام زمان‏عليه السلام عرضه شد، خداى نخواسته، آزرده بشوند و پيش ملايكةاللّه يك قدرى سرافكنده بشوند كه، اين‏ها شيعه‏هاى من هستند. اين‏ها دوستان من هستند و بر خلاف مقاصد خدا عمل كردند... بايد ماها و شماها طورى رفتار كنيم كه رضايت آن بزرگوار را كه رضايت خداست، به دست بياوريم.

- تجديد بيعت (اللّهم اِنى... عهداً و عقداً و بيعة له فى عنقى)(8)

- اشتياق عزيز علىّ أن ارى الخلق ولاتُرى‏(9)

- اظهار ناراحتى از فراق‏

 اللّهم إنا نشكوا اليك فقد نبيّنا و غيبة وليّنا(10)

 3- اطاعت‏

 ولو أنّ اشياعنا و فقّهم اللّه لطاعته، على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد عليهم لما تأخّر عنهم اليمن بلقائنا.(11)

 امام صادق‏عليه السلام: هُم اطوع له من الأَمة لسيّدها.(12)

4- تأسّى

  پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله: طوبى لمن أدرك قائم أهل بيتى و هو يأتمّ به فى غيبة قبل قيامه.(13)

  برخى از صفات حضرت كه در آنها بايد به ايشان تأسّى نمود عبارتند از:

- تقوا

 امام رضاعليه السلام: يكون.... أتقى الناس(14)

 امام صادق‏عليه السلام: من سرّه أن يكون من أصحاب القائم فلينتظر وليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر(15)

- عبادت‏

 امام كاظم‏عليه السلام: يعتاد مع سمرته صفرة من سهر اللّيل بأبى من ليله يرعى النجوم ساجداً و راكعاً - مهدى‏عليه السلام بر اثر تهجد و شب زنده دارى رنگش به زردى متمايل است، پدرم فداى كسى باد كه شبها درحال سجده و ركوع، طلوع و غروب ستارگان را مراعات مى‏كند.(16)

- سخت كوشى و جهاد

 امام رضاعليه السلام: المجاهد المجتهد...(17)

- زُهد

 امام صادق‏عليه السلام: ما لباسُه الاّ الغليظ ولاطعامه الاّ الجشب(18)

 پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله: لايضع حجراً على حجر(19)

- عدالت‏

 امام باقرعليه السلام: يعدل فى خلق الرحمان، البرّ منهم والفاجر(20)

- سخاوت‏

 امام صادق‏عليه السلام: المهدىُّ سمح بالمال(21) بخشنده‏اى است كه مال را به وفور مى‏بخشد.

 امام رضاعليه السلام: يكون... أسخى الناس(22)

- موضع‏گيرى در برابر بدعت‏ها

  لا يدع بدعة إلاّ أزالها(23)

- نصيحت و خيرخواهى‏

 الولىّ الناصح(24)

-       صبر و بردبارى‏

-         عليه... صبرُ ايّوب(25)

 امام صادق‏عليه السلام: هلك المستعجلون و نجى المسلّمون(26)

 وظايف اجتماعى‏

اين وظايف در دو بخش قابل بررسى است:

 الف - وظايف مردمى ب - وظايف حاكميت‏

 الف - وظايف مردمى عبارتند از:

1- دفاع و حمايت از حركت‏هايى كه در جهت اهداف حضرت باشد مثل انقلاب اسلامى ايران‏

2- تكريم و بزرگداشت نام و ياد حضرت از راههاى:

- قرار دادن موقوفات‏

- برقرارى مجالس بزرگداشت (جشن‏ها، دعاى ندبه،...)

- شركت در مجالس بزرگداشت‏

 ب - وظايف نهادهاى حكومتى:

1- بسط فرهنگ مهدويت، از طريق راه كارهاى مناسب در:

- جهان (مسلمين و غير مسلمين)

 - ايران‏

2- تئوريزه كردن فرهنگ مهدويت: از آن جايى كه امروزه تئوريهاى مختلفى در مورد پايان تاريخ مطرح است و تنور بحث «جهانى شدن» داغ مى‏باشد، بايستى حكومت جهانى امام زمان‏عليه السلام را با عنوان بهترين تئورى و كارآمدترين گزينه براى پايان تاريخ، به جهانيان معرفى كرد.

3- ارائه الگوهاى مناسب از حكومت دينى به جهانيان، تا اينكه در پرتو آن، جامعه جهانى به حكومت مهدوى علاقه‏مند شده و مهيّاى آن گردد.

4- فراهم ساختن زمينه‏هاى مردمى براى ظهور حضرت يوطّئون للمهدى سلطانه‏

5- شناسايى اهداف حكومت جهانى (مانند: عدالت، بسط معنويت، امنيت، رفاه،...) و تلاش در بدست آوردن راه كارهاى مناسب براى نزديك شدن به آن اهداف.

6- نيروسازى‏

كارگرى منتظر واقعى است كه به اين نيت تلاش و كار مى‏كند كه جامعه‏اى با پايه‏هاى قوى اقتصادى و در خور حكومت امام مهدى‏عليه السلام بسازد.

 معلم و استادى منتظر واقعى است كه به اين نيت درس بدهد كه شاگردانى تربيت كند تا بازوان پرتوانى در حكومت جهانى باشند.

دانش‏آموزى، منتظر واقعى است كه درس بخواند تا در عصر ظهور بتواند بارى از دوش حضرت بردارد.

 پدر و مادرى، منتظر واقعى است كه فرزندان خود را به گونه‏اى تربيت كند كه در خدمت اهداف حضرت باشند.

 دانشجويى منتظر واقعى است كه فرا گرفتن تخصص خود را براى حكومت جهانى و تحمل مسئوليتى در آن جايگاه، قرار دهد.

 روحانى‏اى منتظر واقعى است كه در مواعظ خود، مردم را تشنه و مهياى برقرارى حكومت جهانى نمايد.

 چنانچه مردم از اولين روزهاى سياه غيبت با حال تباه خود آشنا مى‏شدند، عصر ظلمت اينگونه طولانى نمى‏شد.

 همه مردم، بالاخص كسانى كه داراى وظيفه بيان اين گونه مسائل بوده‏اند و از گفتن آن غفلت يا تغافل ورزيده‏اند، بايد سخت غمگين و شرمسار باشند. چرا ما به وظيفه‏هاى دوران غيبت عمل نمى‏كنيم؟

 پاسخ اين سؤال آن است كه ما به عصر غيبت خو گرفته‏ايم و به تيرگى‏ها و تاريكى‏ها عادت نموده‏ايم.

 اعتياد و خو گرفتن انسان به هر چيزى، مانند مسئله فطرت و طبيعت انسان را به سوى آن جذب مى‏كند، به طورى كه گويى اراده و اختيار را از او گرفته است.

 اين قدرت را خدا به انسان داده تا با خو گرفتن به خوبى‏ها بدون زحمت به سوى آنها جذب شوند و از بدى‏ها كناره گيرند.

 لذا اميرالمؤمنين‏عليه السلام فرمود: العادة طبع ثان.

 اعتيادهاى اجتماعى، قدرتى بسيار بيشتر از اعتيادهاى فردى دارند، يكى از عادت‏هاى شوم اجتماعى، خو گرفتن به وضع موجود است.

 در حاليكه اگر كسى بتواند عادت‏هاى اشتباه را كنار زده و خود را به خصلت‏هاى ارزنده انسانى زينت دهد، به بهترين مقامات عالى دست مى‏يابد.

  حضرت على‏عليه السلام: بغلبة العادات الوصول الى أشرف المقامات.

 ترك اعتياد اجتماعى و رها شدن از قيد و بند غفلت از ظهور حضرت انسان را به برترين مقامات مى‏رساند و در پرتو انتظار ظهور، نه تنها از قيد و بند غفلت از آن حضرت رها مى‏شود، بلكه غيبت براى او به منزله مشاهده،  مى‏شود:

 امام سجادعليه السلام: يا أبا خالد! إنّ اهل زمان غيبته، القائلون بإمامته، المنتظرين لظهوره افضل اهل كلّ زمان، لأن اللّه تعالى ذكره أعطاهم من العقول والأفهام والمعرفة ما صارت به الغيبة عندهم بمنزلة المشاهدة و جعلهم فى ذلك الزمان بمنزلة المجاهدين بين يدى رسول اللّه‏صلى الله عليه وآله بالسيف، اولئك المخلصون حقّاً و شيعتنا صدقاً والدعاة الى دين اللّه سرّاً و جهراً.

 و قال‏عليه السلام: انتظار الفرج من أعظم الفر

 ..................پی نوشتها...............

1) كمال الدين، ص 645)

 

2-بحار، 51/156.

 

3) شورى، 23.

4) احتجاج، ج 2، ص 599.

5) كمال الدين، ج 2، ص 485.

6) بحار، ج 92، ص 330. 8) دعاى عهد.

 

7) مكيال، ج 2، ص 450.

 

 

9) دعاى ندبه.

 

10) دعاى افتتاح.

 

11) احتجاج، ج 2، ص 602.

 

12) بحار، ج 52، ص 308.

 

13) بحار، 51، 72.

 

14) الزام الناصب، ص 9.

 

15) بحار، 52، 140.

 

16) بحار، 86، ص 81.

 

17) جمال الاسبوع، 310.

 

18) غيبت نعمانى، 122.

 

19) الملاحم والفتن، 108.

 

20) منتخب الاثر، ص 310.

 

21) ملاحم و فتن، 137.

 

22) الزام الناصب، ص 9.

 

23) الزام الناصب، ص 233.

24 زيارت حضرت صاحب الامرعليه السلام.25) امام صادق‏عليه السلام، عيون اخبار الرضا، ج 1، 26) غيبت نعمانى، 284.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 0:8  توسط حسن پناهی نژاد  | 

مهدويت ، محور اتحاد ملي وانسجام اسلامي

 مقام معظم رهبري در سخنراني سال جديد خود فرمودند: «به نظر من امسال، سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي است يعني در درون ملت ها اتحاد کلمه همه آحاد ملت و قوميت هاي گوناگون و اصناف گوناگون ملي و در سطح بين المللي انسجام ميان همه مسلمانان و روابط برادرانه ميان آحاد امت اسلامي از مذاهب گوناگون و وحدت کلمه آنها». «ما اگر بخواهيم اتحاد ملي و انسجام اسلامي تحقق پيدا کند بايد بر اصولي که بين ما مشترک است تکيه کنيم. نبايد خودمان را سرگرم فروعي کنيم که مورد اختلاف است».

بي ترديد تحقق اتحاد ملي و انسجام اسلامي نيازمند شناسايي مباني و پايه هاي وحدت و انسجام است اگر چه اصل اعتقاد به وحدانيت و نبوت مي تواند زمينه ساز اتحاد ملت ايران و انسجام جهان اسلام با مذاهب و مليت هاي گوناگون گردد اما به نظر مي رسد در اين ايام فرخنده، افزون بر عوامل وحدت و انسجام اسلامي، موضوعي مطرح است که از عوامل موثر مي باشد و آن چيزي نيست جز اعتقاد به منجي و ظهور حضرت مهدي (عج) چرا که در دين مقدس اسلام علاوه بر اينکه بصورت عام از امامت اهل بيت (ع) بعنوان راهي براي اتحاد ياد شده اما بصورت خاص نيز از حضرت وليعصر (عج) بعنوان کسي که همه اختلاف ها را پايان مي دهد و همه را به حول يک محور جمع مي کند، ياد شده است. چنانکه حضرت امام هادي (ع) مي فرمايد: «حضرت مهدي (عج) وحدت لمه ايجاد مي کند» و در زيارت مي خوانيم «السلام علي المهدي الذي وعد الله عزوجل به الامم ان يجمع به الکلم و يلم به الشعث». (سلام بر مهدي، آن که خداي عزوجل وعده او را به امت ها داده و مژده داده است که به وسيله او اتحاد و يگانگي را برقرار و پراکندگي ها را برطرف مي سازد.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 16:14  توسط حسن پناهی نژاد  | 

ميلاد مسعود سلطان كرامت بر همه عاشقان مباركباد

ياامام رضا (عليه السلام)

 

بلیط ماندن است مانده روی دستهای من

در این همه مسافر حرم نبود جای من؟

 

رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببر

سفارش مریض حضرت امام را ببر

 

«سلام نسخه» را ببر ببین دوا نمی‌دهد؟

از او بپرس این مریض را شفا نمی‌دهد؟

 

چقدر تا تو با قطارها سفر کند دلش؟

چقدر بگذرند زائرانت از مقابلش؟

 

چقدر بادهای دوريت مچاله‌اش کنند؟

و دوستان به روزهای خوش حواله‌اش کنند؟

...

مرا طلای گنبد تو بی قرار می‌کند

کسی مرا به دوش ابرها سوار می‌کند

 

خیال می‌کند که دیدن تو قسمتش شده

همین کسی که دارد از خودش فرار می‌کند

...

به بادهای آشنای شرق بوسه می‌دهد

به آتش ارادت تو افتخار می‌کند

 

به این امید، ضامن رئوف، تا ببیندت،

هی آهوان بچه‌دار را شکار می‌کند

 

 

هزارتا غروب در مسیر ایستاده‌ام

به هر که آمده به پایبوس نامه داده‌ام

 

من از کبوتران گنبد تو کمترم مگر؟

که بعد سالها نخوانده‌ای مرا به این سفر

 

قطارهای عازم شمال شرق می‌روند

دقیقه‌های بی تو مثل باد و برق می‌روند

 

کسی بلیط رفتنی به دست من نمی‌دهد

به آرزوی یک جوان خام تن نمی‌دهد

 

بلیط ماندن است مانده روی دستهای من

در این همه مسافر حرم نبود جای من

                                                                                                           

                                                مهدي فرجي

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 22:54  توسط حسن پناهی نژاد  | 

دعا برای شیعیان

مرحوم سیدبن طاووس رحمة الله علیه می گوید: سحرگاه در سرداب مقدس از حضرت صاحب الامر علیه السلام شنیدم که می فرمود: خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و باقیمانده طینت ما خلق کرده ای، آنها با اتکا بر محبت و ولایت ما، گناهان زیادی کرده اند. اگر گناهان آنها در ارتباط با توست، از آنها بگذر که ما از آنها راضی شدیم؛ و آنچه از گناهان که در ارتباط بین آنها و مردم است، خودت میان آنها اصلاح کن و از خمسی که حق ماست به آنها بده تا راضی شوند و ایشان را در بهشت وارد کن و از آتش جهنم نجات بده و همراه با دشمنان ما بر آنان خشم نگیر.[i]


[i] - نجم الثاقب: 348، برکات حضرت ولی عصر علیه السلام، ص 400.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 8:44  توسط حسن پناهی نژاد  | 

مهدي جان:

دنبا به بقاي تو مانده است وبه بركت حضور تو خلق روزي مي خورند

 و به بركت وجود تو هنوز آسمان و زمين برپاست.

 

مهدي جان:

خودت فرموده ايي ياد شما را از خاطر نمي بريم،اگر چه غرق در گناهيم ولي ما هم شما را هيچگاه از خاطر نمي بريم اگر چه هميشه دربرابر محبتهاي تو شرمنده ايم.

 

مهدي جان:

هميشه آرزويم اين است كه يار تو باشم و"مهديار"تو گردم نمي دانم خواهم شد؟.........نمي دانم اجل امانم خواهد داد؟........

 

مهدي جان:

پيامبر(ص)فرموده است:وقتي گرفتار شدي از حضرت حجت عج درخواست كمك كن،او تو را در مي يابد و او فرياد رس وپناه است از براي هر كسي كه از او كمك بخواهد.

حالا در پيچ وخم زندگي از تو كمك مي خواهم،تا در انجام امورات روزمره زندگي در راه رضاي خداوند متعال و رضاي تو و خلق مستضعف حركت نمايم و هدف ديگري نداشته باشم،كه تو خودت غايت همه اهداف عالمي،مهدي جان.............................................................................

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 22:0  توسط حسن پناهی نژاد  | 

فقط براي تو

خداكند به گوش جان رسد شبي نداي تو

جهان شود پراز نوا  زصوت  دلگشاي  تو

خميده گشته  قامتم، زطول شام  هجر تو

ز بس كه خيره گشته ام به ره به ردپاي تو

به انتظار مانده ام كدام جمعه   مي رسي؟

كدام شنبه مي شود دو ديده ام سراي تو؟

چه كس دل چو سنگ را پر نده ميكند بگو

كدام  معجزه كند چنين  به جز  صداي  تو

حضور سبز و گرم تو هميشه هست تا ابد

تو از دلم نمي روي كه دل بود سراي تو

زابتدا  تو در دلم  نشسته ايي، تمام   من

تمامت غزل تويي،كجاست  انتهاي  تو

به  انتظار ديدنت ،  هميشه  منتظر   منم

بيا ببين كه  زنده ام، فقط فقط  براي  تو

 

روزنامه كيهان،پنجشنبه17/08/86صفحه3،سروده مهندس مصطفي پيرعلي-كرج

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 10:32  توسط حسن پناهی نژاد  |